احمد بن محمد حسينى اردكانى

461

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

كه حسّ مشترك مهيّاى استحضار اين صور گردد بر او فايض شود . و فاضل شارح گفته است كه آن قوّه كه ملكهء توجّه و اتّصال به جوهر فعّال براى او حاصل شده است ، به نحوى كه بر او صور افاضه مىگردد بدون تجشّم كسب جديد به فكر يا احساس ، غير از قوّه‌اى است كه هنوز چنين ملكه‌اى براى او حاصل نشده است ، بلكه در ادراك محتاج به كسب است يا به احساس مانند حسّ مشترك يا به فكر مانند نفس ، زيرا نفس از آن حيثيّت كه نفس است نمىتواند كه مطالب نظريّه را در هر وقت كه خواهد بدون طلب و كسب حاصل كند مگر بعد از آنكه ملكهء عقليّه براى او حاصل شود ، و حصول آن بعد از تكرار ادراكات و تعاقب افكار و ترادف انظار است . و آن ملكه نور عقلى راسخ الوجودى است كه از مبدأ بر او فايض مىگردد . و گفته است كه آن مبدأ در نزد ما جوهرى است فوق نفس و دون عقل فعّال . پس همچنين در اين مقام ادراك محسوسات در اوّل بدون ملكه است و محتاج به شيء كاسب است از حس يا چيزى ديگر . و امّا حفظ آن محتاج است به ملكه و زيادتى و شدّت در قوّهء مدركه به نحوى كه استحضار آن در حال ذهول و فقد اسباب حصول از حس ميسّر گردد . و بعد از آن گفته است كه اثبات مغايرت در ميان حسّ مشترك و خيال در نزد ما [ 406 ] از مهمّاتى نيست كه از اهمال آن چيزى از اصول حكميّه مختل گردد . پس اگر قوّهء واحده باشند كه به اعتبار نفس و كمال مختلف گردد بأسى بر آن نخواهد بود . و عمده اثبات آن است كه آن قوّه جوهرى است باطنى غير عقل و غير حسّ ظاهر ، و براى آن عالمى است غير عالم عقل و عالم طبيعت . و ما برهان بر تجرّد آن از بدن و اجزاء بدن اقامه نموده‌ايم . و احوال عالم برزخ به آن متحقق مىگردد . بدان كه امام رازى دليل بر مغايرت حسّ مشترك و خيال را ، به اين نحو تقرير نموده است كه قوّهء قبول غير قوّهء حفظ است . و بسا قابل نقشى كه آن را حفظ نمىكند ، مانند آب ، به جهت وجود رطوبت در آن كه شرط سرعت قبول است ، و عدم وجود يبس در آن كه شرط حفظ است . و بر آن اعتراض نموده است به آنكه اين مجرّد مثال است ، و به آنكه حفظ مسبوق به قبول و مشروط به آن است ، و بنا بر اين بايد كه حفظ و قبول در قوّهء واحده جمع گردد ، كه آن